پرويز اذكائى

مقدمه ى

فهرست ما قبل الفهرست ( آثار ايرانى پيش از اسلام ) ( فارسي )

هم بر آن نمايان باشد ، چنان‌كه تأثير زبان عبرى نيز بر آن به سبب ترجمهء كتب عهدين قابل ذكر است . بايد گفت كه طوايف سريانى بر دو گروه بودند ، يكى تحت استيلاى روميان كه معروف به يعاقبه ( - يعقوبيان ) و گروه ديگر در بلاد ايران معروف به نساطره ( - نسطوريان ) باشند . روميان ناچار مدرسهء مشهور ايرانى « ادسا » ( رها ) را در سال 479 م تعطيل كردند ، پس نسطوريان به « نصيبين » آمدند كه مدرسهء ايشان در آنجا نيز اشتهار يافت . از ديرباز البتّه بين گويشهاى آرامى ( سريانى ) تفاوت وجود داشته ، ولى پس از وقوع كشمكش ميان يعاقبه و نساطره آن اختلاف بارزتر شده است . بايد افزود كه اختلاف ميان اين دو فرقهء مسيحى همانا بازتاب منازعات بين امپراتوريهاى ايران و روم بوده است ؛ و در واقع بيش از آنكه خلاف مذهبى در ميان باشد همانا جنبهء سياسى داشته است . به‌طور كلّى ، مؤلّفات سريانى بر پنج ردهء موضوعى منقسم است : ( 1 ) . مجادلات و مناظرات رؤساى مذهب نسطورى و مذهب يعقوبى ، ( 2 ) . متون شرايع و قوانين مبتنى بر تورات و انجيل و سنن و روايات مذهبى ، ( 3 ) . تاريخ‌نامه‌هاى كليساى سريانى و رجال‌شناسى دينى ، ( 4 ) . نوشته‌هاى علمى در باب فلسفه و طبّ و طبيعت‌شناسى ، نجوم و حساب و كيمبا و جغرافيا ، ( 5 ) - كه آنچه را هم از يونانى به سريانى ترجمه شده بايد بر آنها افزود « 8 » . اما دربارهء متون پهلوى كه تمام آنها را هم - اعمّ از موجود يا مفقود - در « فهرست » آثار ايرانى حاضر به قيد ضبط و شرح و وصف آورده‌ايم ، سخن زيادى در اين مقدمه روا نباشد . طىّ يك‌صد و پنجاه سالهء اخير در حوزه‌هاى شرقشناسى اروپا و امريكا ، بررسى و طبع و نشر متون پهلوى - كه غالبا در تفسير كيش‌نامهء ايرانى « اوستا » يا « سنن » زردشتىاند - خود شعبه‌اى از ايرانشناسى و بل بخش بزرگ مطالعات فقه اللغهء ايرانى را تشكيل مىدهد . اين رشته‌ها در خود ايران از حدود هفتاد سال پيش پديد آمد ، كه پس از تأسيس دانشگاه تهران در دانشكدهء ادبيات تمركز يافت ؛ بعدها در ديگر دانشگاههاى بزرگ كشور نيز چنين رشته‌هايى داير شد . اساسا « پهلوىدانى » در ايران يك‌رشتهء دانشگاهى بر شمار آمده ، همان‌طور كه مثلا « عربىدانى » رشتهء پايه‌اى در حوزه‌هاى علميّه است . ازاين‌رو گويى كه ايرانشناسى به دانشگاه‌ها وجه تخصيص پيدا كرده ، چنان‌كه اسلامشناسى هم اختصاص به حوزه‌هاى علميه يافته است . * * « در مبادى رومى و يهودى مكاتب فقه اسلامى ، شرق‌شناسان كلاسيك اروپايى فحص بليغ

--> ( 8 ) . تاريخ اللغات السامية ( ولفسون ) ، بيروت ، 1980 ، ص 145 - 149 .